سفر-تابستان 95
8 شهریور بعد از خروج از مشهد به سمت قوچان حرکت کردیم..چون می خواستیم از مسیر شمال برگردیم.. البته بخاطر قولی که به عمه ناهید شما داده بودیم برای رفتن به تهران.. نتونستیم از ساری به بعد ادامه بدیم به سمت چالوس و ... البته خب اونا هم حق داشتن..من و بابا وقتی نامزد بودیم رفته بودیم خونشون..یعنی 8 سال پیش.
توی مسیرمون به بجنورد..


بعد از گذشتن از قوچان و فاروج و شیروان و بجنورد وارد استان گلستان شدیم.. اینجا آزاد شهره یکی از شهرهای کوچکش که برای استراحت توقف کردیم و شما هم تو قصر بادیش بازی کردی..

شب رو توی آزادشهر موندیم و فردا صبحش رفتیم به سمت آبشار کبود وال تو نزدیکی گرگان که جای خیلی خوش آب و هوا و باصفایی بود..

آب خیلی خنکی از بالای کوه میومد و شما حسابی بازی کردی و ما هم البته خوب خنک شدیم..




بعد از خوردن صبحانه تصمیم گرفتیم بریم سمت آبشار که البته شما نمی خواستی و همش می گفتی همینجا بمونیم و آب بازی کنم که وقتی راه افتادیم و دیدی که آب توی مسیرمون هم هست.. راضی شدی.






این هم آبشار که بعد از بالا رفتن از حدود 230 تا پله رسیدیم بهش و خوب خنک بود و دیدنی..



و پسر خسته ما بعد از یک کوهنوردی 1 چرت حسابی هم زد..

بعد از ظهر راه افتادیم سمت گرگان.. و بعد از گذشتن از بهشهر و نکا رسیدیم ساری.. و رفتیم دریای منطقه ای به اسم فرح آباد.. و شب رسیدیم اونجا و به اصرار شما همون شب رفتیم کنار دریا.. کمی بازی کردی و خوش گذروندی..

و بعدش رفتیم لالا که حسابی هم خسته بودیم.. و صبح بازم دریا..







و اسمت که مامان چند بار نوشتم و موج پاکش کرد..


و بعد آب تنی و آب بازی راهی تهران شدیم.. آخرین تصاویر از استان گلستان..


نازنینم این بخش از سفرمون هم پر از کلی خاطره های خوب و تجربه های جدید بود و خیلی هم بهمون خوش گذشت و وقتی داشتیم از اونجا دور می شدیم ازمون قول گرفتی که بازم زود بریم دریا.. ماهی کوچولوی عاشق آب مامان..
پایان قسمت سوم سفرنامه




سفر-تابستان 95 
